چرا داعش
جمعه 8 مرداد 1395 1:59 PM
س از کمپین آمریکا تحت عنوان "مبارزه با تروریسم" و تلاشهای اهل سنت برای حفظ امنیت منطقهای به نام آنچه به عنوان "بیداری قومی" شناخته شده بود، خشونت القاعده عراق از اوج خود در 2006-2007 میلادی تنزل پیدا کرد اما از زمان خروج نیروهای آمریکایی در اواخر سال 2011، این گروه حمله به اهداف عمدتاً شیعه را با هدف تلاش برای ایجاد درگیری دوباره میان اقلیت سنی عراق و دولت شیعه نوری المالکی، شروع کرد.
خشونت روزافزون این گروه در سال 2013 موجب مرگ هشت هزار نفر و تبدیل شدن آن سال به خونینترین سال پس از 2008 طبق نظر سازمان ملل شد. گروه تروریستی القاعده عراق، در سال 2012 نام جدید خود را تحت عنوان "دولت اسلامی عراق و شرق مدیترانه" (ISIL) یا"دولت اسلامی عراق و شام" (ISIS) اعلام کرد. سپس به قصد رویارویی و سرنگونی نظام سوریه وارد این کشور شد. این گروهک تروریستی، تا ماه ژوئن 2014 میلادی، با عقبنشینی ارتش عراق در شهرهای مهم فلوجه و موصل، زیرساختهای دولتی و منطقهای هر دوطرف مرز سوریه و عراق را تحت کنترل درآورد.
ابوبکر البغدادی، سرکرده داعش، در آغاز مسیر خود در گروه دولت اسلامی عراق، تنها به دنبال آن بود که در کشور عراق صاحب قدرت و قلمرو شود اما بحران سوریه، توجه بغدادی را به سوی ظرفیتهای داخل این کشور جذب کرد و همین موضوع باعث شد نام گروه خود را تغییر دهد. داعش، مانند القاعده نیست که فقط به سوءقصد و جنگ چریکی اکتفا کند، بلکه قلمروگشایی و فتح اراضی از مهمترین مبانی جنگی این گروه است.
ریشههای تشکیل داعش
بذر اولیه شکلگیری این گروه شورشی را "ابو مصعب الزرقاوی" که اردنیالاصل بود، کاشت. این بذر با بالا گرفتن درگیری بین آمریکا و رژیم صدام در سال 2003 میلادی به بار نشست. زرقاوی قبل از فرارش به شمال عراق در سال 2001، فرماندهی شبهنظامیان داوطلب هرات افغانستان را بر عهده داشت. در شمال عراق بود که به "انصار الاسلام" -جنبش جداییطلب کردهای عراق- پیوست و رهبری شاخه عربی آن را بر عهده گرفت.
یش از حمله آمریکا به عراق در سال 2003، بسیاری از مقامات آمریکایی بحث همبستگی زرقاوی با ظواهری را در شورای امنیت سازمان ملل مطرح کردنند. خیلی از کارشناسان معتقدند که تا اکتبر 2004 که زرقاوی از ظواهری سرپیچی کرد و طرد شد. این گروه همبستگی با القاعده نداشته است. در همان ماه، وزارت خارجه امریکا این گروه را در لیست سازمانهای تروریستی قرار داد. "برایان فیشمن" – کارشناس مرکز مطالعات آمریکای نوین" معتقد است که در هر حال، این همبستگی اطلاقی یا حقیقی القاعده به زرقاوی نه تنها برایش بد نبود بلکه کاملا به نفعش تمام شد، چرا که با وجود از هم گسیختگی نیروهای مرکزی آن در افغانستان، همچنان در صحنه باقی ماند.
طبق برآورد مرکز مطالعات استراتژیک و بینالملل در سال 2011، القاعده عراق از یک استراتژی چهارگانه برای شکست ائتلاف استفاده کرد: منزوی ساختن نیروهای آمریکایی با هدف قرار دادن متحدانشان؛ هراساندن عراقیها برای هرگونه همکاری با هدف قرار دادن زیرساختها و پرسنل دولت؛ جلوگیری از بازسازی عراق با هدف قرار دادن فعالان کمکهای بشردوستانه و پیمانکاران؛ و کشاندن ارتش آمریکا به میانه یک جنگ داخلی بین شیعه و سنی با هدف قرار دادن شیعیان
دولت موقت ائتلاف (Coalition Provisional Authority) به سرکردگی آمریکا و شرکایش، در همان ابتدا دو تصمیم اتخاذ کرد: اول اینکه اعضاء حزب بعث را از تصدی پستهای دولتی محروم ساخت (که اصطلاحا به آن ریشهکنی بعثگرایی میگفتند) و در تصمیم دوم ارتش و سرویسهای امنیتی عراق را منحل ساخت و همین امر موجب شکلگیری صدها هزار دشمن و مخالف علیه ائتلاف جدید شد.
نیروهای شاخه القاعده در عراق را نیروهای زرقاوی در پاکستان و افغانستان تشکیل دادند و بعدها نیروهای دیگری از سوریه، عراق و همسایگان آن به این گروه پیوستند. بنابر گزارش واشنگتنپست، آرایش این گروه تا سال 2006 رنگ عراقی به خود گرفت اما وقتی در سال 2006-2007 این گروه در جریان جنگ داخلی عراق در اوج قدرت به سر میبرد، نیروهای عملیات ویژه آمریکا با اتکا بر کمپین ضد تروریسم خود، قدرت آن را خنثی کردند.