0

داستان عبرت آموز

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:داستان عبرت آموز
یک شنبه 25 مهر 1395  10:38 AM


ندیدن ماهیت!

 


شیوانا در حین سفر از شهری می‌گذشت. برای استراحت چند روزی آن‌جا ماند. یک روز موقع عبور از بازار با کارگاه نجاری بزرگی روبه‌رو شد که صندلی‌های بسیار زیبایی جلوی آن قرار داده شده بودند. اما صاحب کارگاه با اندوه و ناراحتی روی زمین نشسته بود و با خودش حرف می‌زد. شیوانا کنارش نشست و از احوالش پرسید.
صاحب کارگاه که پسر جوانی بود گفت: «یک‌سالی است پدرم از دنیا رفته و این کارگاه نجاری را برایم ارث گذاشته است. او در زمان حیات خود فقط تابلوها و مجسمه و وسایل تزیینی می‌تراشید و می‌ساخت. از این راه هم به شهرت رسید و درآمد نسبتا خوبی داشت. در شهر ما کارگاه نجاری دیگری وجود دارد که میز و صندلی و تخت و نیمکت و گهواره می‌سازد و اتفاقا کار او هم رونق دارد. با خودم گفتم: «چرا همزمان در کنار وسایل تزیینی، میز و صندلی هم نسازیم تا درآمدمان بالا رود.» در پی این تصمیم، وقت زیادی گذاشتیم و مشتریان قدیمی را رد و سرمایه و وقت کارگاه را در ساخت انواع میزها و صندلی‌های زیبا و جذاب صرف کردیم. اما متاسفانه بازارمان ناگهان خوابید و جنس‌های جدیدمان چون استحکام و کارآیی رقیب را نداشت مورد اعتراض مردم قرار گرفت. به مرور هیچ‌کس جنس‌مان را نخرید و به خاک سیاه نشستیم و بخش زیادی از سرمایه و مشتریان را ازدست دادیم. نمی‌دانم اشتباهم کجا بود!»
شیوانا کمی میز و صندلی‌های بی‌مشتری را وارسی کرد، سپس به سراغ کارگاه نجاری رقیب رفت و میز و صندلی‌های او را هم دقیق از نظر گذراند. بعد از پرس‌وجوی کامل نزد جوان برگشت و گفت: «دلیلش کاملا روشن است! پدر تو چون وسایل تزیینی می‌ساخت از چوب‌های نرم و خوش‌تراش برای کار استفاده می‌کرد. چوب نرم بهتر شکل می‌گیرد و رنگ و لعاب را بهتر به خودش جذب می‌کند. ولی اگر با همین چوب نرم صندلی و میز و تخت بسازیم، خیلی زود این میز و صندلی‌ها ساییده و خراب و غیرقابل استفاده می‌شوند. اشتباه تو این بود که ماهیت اصلی کارگاه خودت را نفهمیدی و با خودفریبی از طریق یک مقایسه بی‌اساس ذهنی، اعتبار و شهرت دیرینه کارگاه خودت را به باد دادی. تو اگر طالب تغییر بودی باید این دگرگونی را بر بهتر کردن محصولاتی که به خاطرشان مشهور شده‌ای اجرا می‌کردی؛ نه این‌که با یک تقلید کورکورانه و حریصانه داروندار و شهرت و آبروی اجدادی‌ات را به باد دهی. اگر می‌خواهی میز و صندلی‌ساز شوی، همین الان برو و چوب‌های سخت و محکم سفارش بده و سال‌ها روی آن وقت بگذار تا صاحب نام شوی و درآمدت بهتر شود. اگر هم اصرار داری به شیوه پدری عمل کنی این میز و صندلی‌های نامرغوبی که ساخته‌ای را به‌عنوان تزیینی زیرقیمت بفروش و به کار اصلی خودت برگرد. از این به بعد هم هر وقت خواستی تغییر کنی، داشته‌های ارزشمند خودت را قربانی نکن. به‌جای آن چیزهای با ارزش جدید را به دارایی‌هایت اضافه کن!»

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها