پاسخ به:داستان عبرت آموز
یک شنبه 18 مهر 1395 9:19 AM
همان سمت نگاه توست!
شیوانا به همراه یکی از شاگردان برای عیادت از دوست بیماری به منزل او رفت. زماني که شیوانا بر بستر مریض نشسته بود و احوال او را میپرسید متوجه شد حواس شاگردش جای دیگری است. ساعتی بعد شیوانا و شاگرد در راه بازگشت به مدرسه بودند.
شاگرد از شیوانا پرسید: "آیا خالق هستی آدمهای بد را به حال خود رها میکند و افراد بدباطن در چیزهایی که نگاه میکنند، نمیتوانند آفریننده را ببینند؟"
شیوانا گفت: "من نمیفهمم چه میگویی، اما میدانم انسان وقتی کسی را دوست دارد سعی میکند دايم در سمت نگاه او قرار بگیرد. اگر نگاه معشوق کوتاه و محدود است، عاشق سعی میکند به اندازه آن نگاه کوتاه و محدود شود تا به چشم آید. اگر محبوب نگاهی ناقص و معیوبی دارد و همه چیز را خطاآلود میبیند، دلداده تلاش میکند تا در همان قاب معیوب و ناقص هم جایی پیدا کند و به شکلی دیده شود. بنابراین اگر خالق کاینات ما آفریدههای خود را دوست بدارد که حتما چنین است، پس هیچگاه از قاب نگاه ما خود را بیرون نمیکشد. چه این قاب، کوتاه و محدود باشد، چه معیوب و ناقص و چه کامل و بینقص، فرقی نمیکند. او در همه صحنههایی که مقابل ماست به کاملترین شکل و زیباترین وجه حضور مییابد و فقط کافی است کمی دقت کنیم تا رد پای او را در همه چیزها، ببینیم!"
شاگرد گفت: "تصور این امر برای من مشکل است."
شیوانا با تبسم گفت: "وقتی در خانه دوستم سمت نگاه و هوش و حواست سوی دیگری بود با او در مورد علاقه تو به دخترش صحبت کردم و قرار شد در جلسه بعد موضوع خواستگاری شما مطرح شود! اگر موافق برگزاری این جلسه نیستی و تصور این امر برای تو مشکل است بگو تا همین الان برگردیم و این دیدار را لغو کنم!"
شاگرد لبخندی زد و گفت: "صبر کنید! دست نگه دارید! الان دیگر فهمیدم چه گفتید! او در همان سمت نگاه ما نشسته است. دیگر شک ندارم!"
abdollah_esrafili@yahoo.com
شاد، پیروز و موفق باشید.