0

داستان عبرت آموز

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

پاسخ به:داستان عبرت آموز
یک شنبه 18 مهر 1395  9:17 AM

فانوسي برتر از خورشيد!


شيوانا به همراهي شاگردانش رهسپار مقصدي بودند. شب هنگام به يک آبادي رسيدند. اکثر مردم آبادي بيمار بودند و اکثر رهگذران از اطراق در آن‌جا حذر مي‌کردند. اما شيوانا به شاگردان گفت که شب را در اين آبادي و در منزل دوست قديمي‌اش به سر مي‌برند. وقتي به آن‌جا رسيدند شب شده بود و مجبور شدند فانوسي روشن کنند.
يکي از شاگردان شيوانا با ناراحتي پرسيد: "مردم اين آبادي فقير و مريض‌اند. اين دوست شما در بين اين مردم چه مي‌کند و چه کاري از دست او براي درمان اهالي آبادي برمي‌آيد؟"
شيوانا به تاريکي اطراف خود اشاره کرد و گفت: "خورشيد کجاست تا اين تاريکي را روشن کند؟"
شاگرد با حيرت گفت: "در آن سوي کره زمين است. خورشيد ساعت‌هاست که در اين ديار غروب کرده و رفته است. براي روشن ساختن اين‌‌جا کاري از دست خورشيد برنمي‌آيد که انجام دهد. چون اين‌جا نيست!"
شيوانا با لبخند به فانوس نزديک خود اشاره کرد. گفت: "در اين شب تاريک اين فانوس کوچک کاري انجام مي‌دهد که از دست خورشيد بزرگ ساخته نيست. وقتي هيچ‌کس جرات نمي‌کند حتي براي مدت کوتاهي با مردم اين دهکده همراهي و همنشيني کند و وقتي خورشيدهاي پرمدعا به سرزمين‌هاي دوردست مي‌روند، دوست من به تنهايي چراغ دل بسياري از اين اهالي را روشن مي‌کند و به همين دليل او در اين آبادي فانوسي برتر از هزاران خورشيد است و تنها کاري که از ما در طول سفر برمي‌آيد اين است که تا روشنايي صبح از پرتو نور او بهره ببريم."‏

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها