0

داستان جالب « ۳سوال »

 
ali_81
ali_81
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1388 
تعداد پست ها : 10633
محل سکونت : اصفهان

داستان جالب « ۳سوال »
یک شنبه 27 تیر 1395  5:15 PM


 

داستانهای جذاب,داستاهای جالب,داستان جدید

داستانهای جالب

 

سلطان به وزیر گفت۳سوال میکنم فردا اگر جواب دادی هستی وگرنه عزل میشوی.


سوال اول: خدا چه میخورد؟


سوال دوم: خدا چه می پوشد؟


سوال سوم: خدا چه کار میکند؟


وزیر از اینکه جواب سوالها را نمیدانست ناراحت بود.


غلامی فهمیده وزیرک داشت.


وزیر به غلام گفت سلطان ۳سوال کرده اگر جواب ندهم برکنار میشوم.


اینکه :خدا چه میخورد؟ چه می پوشد؟ چه کار میکند؟


غلام گفت؛ هرسه را میدانم اما دو جواب را الان میگویم وسومی را فردا...!


اما خدا چه میخورد؟ خداغم بنده هایش رامیخورد.


اینکه چه میپوشد؟ خدا عیبهای بنده های خود را می پوشد.


اما پاسخ سوم را اجازه بدهید فردا بگویم.


فردا وزیر و غلام نزد سلطان رفتند.


وزیر به دو سوال جواب داد ، سلطان گفت درست است ولی بگو جوابها را خودت گفتی یا از کسی پرسیدی؟


وزیرگفت این غلام من انسان فهمیده ایست جوابها را او داد.


گفت پس لباس وزارت را دربیاور و به این غلام بده، غلام هم لباس نوکری را درآورد و به وزیر داد.
بعد وزیر به غلام گفت جواب سوال سوم چه شد؟ غلام گفت: آیا هنوز نفهمیدی خدا چکار میکند؟! خدا در یک لحظه غلام را وزیر میکند و وزیر را غلام میکند.


(بار خدایا توئی که فرمانفرمائی،هرآنکس را که خواهی فرمانروائی بخشی و از هر که خواهی فرمانروائی را بازستانی)

 

تشکرات از این پست
ma1393
دسترسی سریع به انجمن ها