0

دابه الارض

 
mehdi2388
mehdi2388
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1387 
تعداد پست ها : 234
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:دابه الارض
یک شنبه 12 دی 1389  2:36 PM

دابّـة  الأرض از دیدگاه قرآنی
خداوند بلند مرتبه و بزرگ در كتاب خود به دابّـة  الأرض یا دابّـة  اشاره فرموده است و در این باب دو نوع از آیات وجود دارند:
نوع اوّل: آیاتی كه اشاره كرده مقصود و منظور از دابّـة ، انسان است نه حیوان. از جملة این آیات، این آیه از سورة نمل است:
«وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآیَاتِنَا لَا یُوقِنُونَ؛
و چون قول [عذاب] بر ایشان واجب گردد جنبنده‏ای را از زمین برای آنان بیرون می‏آوریم كه با ایشان سخن گوید كه مردم [چنانكه باید] به نشانه‏های ما یقین نداشتند.»

با توجّه به قرینة «تكلّمهم»؛ یعنی با آنها سخن می‌گوید: در این صورت مصداق دابّـة  در این آیه، انسان می‌شود نه یك حیوان و ظاهر این آیة شریف، حاكی از آن است كه «دابّـة » با مردم سخن می‌گوید و اینجا نمی‌توان گفت واژة سخن گفتن، از باب مجاز است و دلیلی برای این وجود ندارد كه این آیه را تأویل به چیز دیگری كرد.

امّا روایات شریف نقل شده از اهل بیت(ع) یادآور شده‌اند كه معنی «تكلّمهم»، سخن می‌گوید، است و از كلام و سخن است؛ یعنی با آنها سخن می‌گوید و سخن گفتن، با حیوان بودن دابّـة  تناسبی ندارد.

ابوبصیر از مردی كه نزد امام صادق(ع) رفته و در مورد تفسیر این آیه سؤال كرده، گفته است، عامّه می‌گویند: این نشانه‌ای است كه با آنها سخن می‌گوید و اباعبدالله(ع) فرمود: «همة آنها در آتش جهنّمند، او (دابّـة ) با آنها سخن می‌گوید و یكلّمهم از ریشة كلام است.»

در روایت دیگری از ایشان نقل شده كه فرمودند: «به من خبر رسیده كه عامّه این آیه را این گونه می‌خوانند «تكلّمهم»؛ یعنی به آنها زخم و جرح وارد می‌سازد»، سپس فرمودند: «خداوند به آنها در آتش جهنّم زخم و ضربه بزند، این آیه تنها از تكلّمهم به معنای كلام و سخن است، نه چیز دیگر.»

آیات دیگری وجود دارد كه اشاره به این دارد یا ضمناً می‌گوید «دابّـة » فقط حیوان نیست؛ بلكه انسان نیز می‌تواند باشد.
 
آیة اوّل:
«وَاللهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاء فَمِنْهُم مَّن یَمْشِی عَلَی بَطْنِهِ وَمِنْهُم مَّن یَمْشِی عَلَی رِجْلَیْنِ وَمِنْهُم مَّن یَمْشِی عَلَی أَرْبَعٍ یَخْلُقُ اللهُ مَا یَشَاء إِنَّ اللهَ عَلَی كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ؛
و خداست كه هر جنبنده‏ای را [ابتدا] از آبی آفرید پس پاره‏ای از آنها بر روی شكم راه می‏روند و پاره‏ای از آنها بر روی دو پا و بعضی از آنها، بر روی چهار [پا] راه می‏روند، خدا هر چه بخواهد، می‏آفریند. در حقیقت ‏خدا بر هر چیزی تواناست.»

از امام صادق(ع) در مورد تفسیر این آیه سؤال شده است و ایشان فرموده‌اند: «علی رجلین؛ یعنی بر دو پا، منظور، مردم و انسان‌ها هستند، علی بطنه (بر شكمش) مارها و بر چهار پا، چهارپایان و حیواناتند.» اباعبدالله(ع) فرمودند:
«و از میان جنبندگان، برخی بر بیش از آن راه می‌روند.. »

به وضوح می‌بینیم كه این آیه اشاره می‌كند، دابّـة  می‌تواند انسان نیز باشد و دابّـة  فقط حیوان نیست.
 
آیة دوم:
«وَلَوْ یُؤَاخِذُ اللهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَكَ عَلَیْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَكِن یُؤَخِّرُهُمْ إلَی أَجَلٍ مُّسَمًّی فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ؛
و اگر خداوند مردم را به [سزای] ستمشان مؤاخذه می‏كرد، جنبنده‏ای بر روی زمین باقی نمی‏گذاشت، لیكن [كیفر] آنان را تا وقتی معیّن بازپس می‏اندازد و چون اجلشان فرا رسد، نمی‌توانند ساعتی آن را پس و پیش افكنند.»

در تفسیر این آیه آمده است: «خداوند بلند مرتبه و بزرگ اگر كافران و سركشان را به خاطر گناه‌هایشان مؤاخذه كند و آنها را زود مجازات كند. بر زمین حتّی یك ستمگر باقی نمی‌گذارد، خداوند با منّت، لطف و فضل خود، تنها به این دلیل مجازات آنها را به تأخیر می‌اندازد كه آنها توبه كنند و این به نفع دیگر اشخاص است تا از آنها پند گیرند و تقدیر این است: هیچ دابّه (جنبنده‌ای) از اهل ستم را رها نمی‌كرد.»

با توجّه به مطالب گذشته، منظور از دابّـة ، به ویژه انسان است.

آیة سوم
«وَللهِ یَسْجُدُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مِن دَآبَّةٍ وَالْمَلآئِكَةُ وَهُمْ لاَ یَسْتَكْبِرُونَ؛
و آنچه در آسمان‌هاو آنچه در زمین از جنبندگان و فرشتگان است، برای خدا سجده می‏كنند و تكبّر نمی‏ورزند.»
این آیه نیز آشكارا اشاره به این موضوع دارد كه منظور از دابّـة ، انسان است نه فقط حیوان، زیرا خداوند آفریدگار، اشاره به كسانی را كه سجده می‌كنند، منحصر به «دابّـة » و ملائكه كرده و از آنجا كه انسان أشرف مخلوقات است و جایگاه بالاتری نزد خداوند دارد و نخستین موجود بود كه به خداوند سجده كرد، او را بر ملائك مقدّم داشت.

آیة چهارم:
«وَكَأَیِّن مِن دَابَّةٍ لَا تَحْمِلُ رِزْقَهَا الله یَرْزُقُهَا وَإِیَّاكُمْ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ؛
و چه بسیار جاندارانی كه نمی‏توانند متحمّل روزی خود شوند. خداست كه آنها و شما را روزی می‏دهد و اوست‏ شنوای دانا.»
در تفاسیر آمده كه عرب‌ها به خاطر ترس از گرسنگی، فرزندانشان را می‌كشتند و خداوند فرمود: «الله یرزقها و ایّاكم» و اینجا منظور از دابّـة  نیز فرزندانی است كه پدران به خاطر ترس از گرسنگی آنها را می‌كشتند.

همچنین در تفسیر آیة «كأیّن من دابّـة » آمده است: این آیه در مورد گروهی نازل شده كه در «مكّه» بودند و پس از آنكه آنها مورد آزار و اذیّت مشركان قریش قرار گرفتند، به آنها دستور داده شد به «مدینه» مهاجرت كنند و آنها در آن حال گفتند: ما چگونه به آنجا برویم؛ در حالی كه ما آنجا نه خانه‌ای داریم نه ملك و املاكی و كسی را آنجا نداریم به ما غذا یا آب بدهد.

این آیة شریف به آنها اشاره كرد و فرمود از آن سرزمین به سرزمین دیگر بروند و در ادامه فرمود:
«وَ اللهُ یَرْزُقُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ اِنْ لَمْ یَكُنْ رِزْقُهُمْ مُدْخِراً»
نوع دیگری از آیات شریف قرآنی وجود دارد كه در مورد دابّـة  الأرض است.

آیة اوّل: «وَلَنُذِیقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَی دُونَ الْعَذَابِ الْأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ؛ و قطعاً غیر از آن عذاب بزرگ‌تر از عذاب این دنیا [نیز] به آنان می‏چشانیم، امید كه آنها [به خدا] باز گردند.»
زید الشحام به نقل از امام اباعبدالله صادق(ع) و در روایتی به نقل از امام باقر(ع) آورده است: «عذاب أدنی (نزدیك‌تر) دابّـة  الأرض است و در روایتی دیگر، عذاب أدنی (نزدیك‌تر) دابّـة  الأرض و دجّال آمده است.»

آیة دوم: «وَقَالُواْ لَوْلاَ نُزِّلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّ اللهَ قَادِرٌ عَلَی أَن یُنَزِّلٍ آیَةً وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ یَعْلَمُونَ؛
و گفتند چرا معجزه‏ای از جانب پروردگارش بر او نازل نشده است؟ بگو بی‏تردید خدا قادر است كه پدیده‏ای شگرف فرو فرستد؛ لیكن بیشتر آنان نمی‏دانند.»

ابوجارود از امام باقر(ع) در تفسیر این آیه نقل كرده كه ایشان فرمودند:
«در آخرالزّمان نشانه‌هایی به شما نشان خواهد داد كه دابّـة  الأرض و دجّال و فرود آمدن عیسی بن مریم(ع) و طلوع خورشید از مغرب از جملة آن نشانه‌هاست.»

این كلام معصوم(ع) نشان می‌دهد كه دابّـة  الأرض یكی از نشانه‌های خداوند بلند مرتبه و پاك و منزّه است كه خداوند وعدة آن را در آخرالزّمان به عنوان یكی از نشانه‌های قیامت داده و با قیام مهدی(ع) در آخرالزّمان در ارتباط است.

آیة سوم: «هَلْ یَنظُرُونَ إِلاَّ أَن تَأْتِیهُمُ الْمَلآئِكَةُ أَوْ یَأْتِیَ رَبُّكَ أَوْ یَأْتِیَ بَعْضُ آیَاتِ رَبِّكَ یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیَاتِ رَبِّكَ لاَ یَنفَعُ نَفْسًا إِیمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِی إِیمَانِهَا خَیْرًا قُلِ انتَظِرُواْ إِنَّا مُنتَظِرُونَ؛
آیا جز این انتظار دارند كه فرشتگان به سویشان بیایند یا پروردگارت بیاید یا پاره‏ای از نشانه‏های پروردگارت بیاید [امّا] روزی كه پاره‏ای از نشانه‏های پروردگارت [پدید] آید، كسی كه قبلاً ایمان نیاورده یا خیری در ایمان آوردن خود به دست نیاورده، ایمان آوردنش سود نمی‏بخشد. بگو: منتظر باشید كه ما [هم] منتظریم.»

این آیة شریف نیز اشاره به نشانه‌هایی دارد كه خداوند وعدة آن را به مردم در آخرالزّمان داده است و از جملة آن نشانه‌ها، دابّـة  الأرض و دجّال و نشانه‌های دیگر است كه هم‌زمان با قیام امام مهدی(ع) دیده می‌شوند.

محمّد بن مسلم از ابوجعفر، اباعبدالله صادق(ع) نقل كرده كه این آیة شریف بدین معناست:
«طلوع خورشید از مغرب و خروج دابّـة  و دجّال و آنكه در گناهان خود اصرار داشته و به ایمان عمل نكرده است، هنگام ظهور نشانه‌ها می‌آیند و ایمان او به او سودی نمی‌رساند.»

این معنا و مفهوم در روایات اهل سنّت نیز آمده است؛ ابوهریره گفته است: سه چیز است كه اگر خروج كند، ایمان آوردن به كسی سودی نمی‌رساند، مگر اینكه از قبل ایمان آورده باشد یا از ایمان خود خیری به دست آورده باشد، طلوع خورشید از مغرب، دجّال و دابّـة .

منظور از دابّه در این آیات، انسان است؛ زیرا این نشانه (دابّـة ) با طلوع خورشید از مغرب و با دجّال همراه شده است و طلوع خورشید، همان ظهور امام(ع) است، همچنین، دجّال نیز كه خداوند ما را از شرّ فتنة او حفظ كند، یك انسان است.

آیة چهارم: «یَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ ٭ تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ؛
آن روز كه لرزنده بلرزد، و از پی آن، لرزه‏ای [دگر] افتد.»

در تفاسیر آمده است كه منظور از رادفه، دابّـة ‌ الأرض است و از امام رضا(ع) در تفسیر این آیه روایت شده كه ایشان فرمودند: «زلزلة زمین، سپس خروج دابّـة » سپس فرمود: «ما از زمین جنبنده‌ای را خارج كردیم كه با آنها سخن می‌گوید»، سپس فرمود: «آن، علی است.»

از اینجا روشن می‌شود كه رادفه همان دابّـة  الأرض است و آن هم یك مرد است و حیوان نیست؛ زیرا آن را امام علی(ع) دانسته‌اند. سلیمان بن خالد از امام صادق(ع) روایت كرده، ایشان فرمودند: «رادفه، علیّ بن ابی طالب(ع) است.»

با جمع‌بندی تفسیر اوّل و دوم، به این نتیجه می‌رسیم كه رادفه همان دابّـة  الأرض و همان امام علی(ع) است و ان‌شاءالله در صفحات بعدی، به اثبات این مطلب خواهیم پرداخت.

آیة پنجم: «وَالْمُرْسَلَاتِ عُرْفًا ٭ فَالْعَاصِفَاتِ عَصْفًا ٭ وَالنَّاشِرَاتِ نَشْرًا ٭ فَالْفَارِقَاتِ فَرْقًا ٭ فَالْمُلْقِیَاتِ ذِكْرًا ٭ عُذْرًا أَوْ نُذْرًا ٭ إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَاقِعٌ؛
سوگند به فرستادگان پی‏درپی، كه سخت توفنده‏اند، و سوگند به افشانندگان افشانگر، كه [میان حقّ و باطل] جداگرند و القاكننده وحی‏اند، خواه عذری باشد یا هشداری، كه آنچه وعده یافته‏اید، قطعاً رخ خواهد داد.»

در تفسیر این آیات آمده است كه اینها، نشانه‌هایی هستند كه پس از هم ظاهر می‌شوند، «فَالْعَاصِفَاتِ عَصْفًا» البقر: شكافتن است و «وَالنَّاشِرَاتِ نَشْرًا» مردگان و «فَالْفَارِقَاتِ فَرْقًا» «دابّـة » است و «فَالْمُلْقِیَاتِ ذِكْرًا» ملائكه و فرشتگان هستند و «عُذْرًا أَوْ نُذْرًا»؛ یعنی «شما و به شما هشدار می‌دهم و معذورم نسبت به آنچه می‌گویم و آن قسم جواب آنان است.» این فرمودة خداوند نیز كه می‌فرماید: «إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَاقِعٌ» منظور از وعده، دابّـة  است، دابّـة  الأرضی است كه مؤمن را از كافر جدا می‌سازد.

همان گونه كه در سطرهای پیش اشاره كردیم، دابّـة  الأرض از جمله نشانه‌های الهی است كه منظور از آن، شخص (انسان) خاصّی است و آن شخص دارای مقام، منزلت و جایگاه والایی نزد خداوند است كه خداوند او را یكی از نشانه‌های خود كه در آخرالزّمان پدیدار می‌شود، قرار داده است. این نشانه (دابّـة  الأرض) حتمی الوقوع است و قرآن با آیة «إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَاقِعٌ» بر آن تأكید كرده است.
اینها همه اشاره به اهمّیت این نشانه‌ها و تأثیر آن در آخرالزّمان دارد و اینها باعث می‌شود كه احتمال حیوان بودن دابّـة ، ضعیف‌تر شود.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها