0

یادنامه شهدای زن

 
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:یادنامه شهدای زن
دوشنبه 13 دی 1389  12:12 AM

عنوان : مريم اسدي جعفري

نام پدر: حسین
متولد: 1340- ورامین
تاریخ شهادت: 12/4/1367
محل شهادت: آسمان خلیج فارس
نحوه شهادت: حمله موشکی
شغل: خانه دار

شهید مریم اسدی جعفری در سال 1340 در پیشوای ورامین چشم به جهان گشود. خواهرش درباره خصوصیات اخلاقی او می گوید«مریم مردانه می زیست.» شجاع و حق طلب بود. آنهایی که می شناختندش، دوست داشتند همانند او زندگی کنند. خوب صحبت می کرد. زندگیش همواره مملو از تلاش و کوشش بود.
در از کودکي او را شجاع و صبور پرورش داد آنچنان که اين ويژگي اخلاقي زبانزد خاص و عام شد. در همه کارها به خدا توکل داشت و مي‌گفت:«هرچه خدا بخواهد» و در مقابل حرف ناحق سر تسليم فرود نمي آورد. سال‌ها بعد نيز به فرزندانش آموخت که بايد راست گفت و درست گفت و نبايد اجازه داد ديگران نيز جز اين به ما بگويند.
ناامیدی در وجود او راه نداشت و توکل به خدا بزرگترین حسن او به شمار می رفت. آخرین حرفش همیشه این بود:«هرچه خدا بخواهد.» صبور و مقاوم بود و حتی امروز هر جا کمی زندگی سخت بگیرد، صبوری او مثال بارزی است. او همچنین اضافه می کند؛ مریم مهربان، دلسوز و حق طلب بود. به خاطر نداریم که او هرگز خود را بر دیگران ترجیح داده باشد. همیشه غم دیگران دل رحیمش را به درد می آورد و رنجش دیگران، رنجش می داد. حساس، تلاشگر و بسیار مهربان بود. چیزی که برای او حق نام نداشت، باوری محال بود. خودش می گفت: زیر بار حرف زور نمی روم. به فرزندانش نیز آموخته بود که باید راست گفت و درست گفت و نباید اجازه داد دیگران نیز به ما جز این بگویند. و درباره چگونگی تحصیل او می گوید: همزمان با دومین سال تحصیل مریم در دبیرستان، انقلاب به اوج خود رسیده بود و مریم که از فعالترین دانش آموزان بود. با مدیریت دبیرستان درگیر شد و هر روز با شعار دادن و پاره کردن عکسهای شاه و خانواده اش مدرسه را بهم می ریخت. مدیر مدرسه که از مبارزات مریم را علیه رژیم طاغوت باور نکرده بود، چند قاب عکس متعلق به شاه و فرح و اشرف پهلوی را به منزل مستخدم مدرسه برد تا سالم بماند. مستخدم مدرسه که از آشنایان من بود ماجرا را برایم تعریف کرد و از من خواست تا با مریم صحبت کنم که او برود و عکسها را به مدرسه برگرداند وقتی مریم ماجرا را شنید با دوستانش به منزل مستخدم مدرسه رفت و عکسها را آورد و در حیاط مدرسه شکست و آتش زد. مدیر مدرسه نیز یکی از شاگردان را به پاسگاه ژاندارمری پیشوا فرستاد. و برای آرام نگهداشتن مدرسه از ژاندارمهای شاه کمک گرفت.
او متأهل و صاحب دو پسر بود. اولین فرزندش علی در شب اول جنگ به دنیا آمد و بعد از تولد محمد یعنی دومین فرزندش، به همراه همسر و فرزندانش به بندرعباس نقل مکان کرد و مدتی در آنجا به تدریس کلاسهای نهضت سوادآموزی پرداخت. خواهرش در این باره می گوید: 6 سال در غربت جنوبی ترین شهر مرزی ایران، بندرعباس؛ به سر می برد و تابستانهای وحشتناک بندرعباس را با عشق در کنار همسرش می گذراند. بیماری آسم آزارش می داد، ولی یک لحظه عقب نمی نشست. آخرین روزهای زندگی پر تلاشش همراه بود با روزهای پایانی بارداری سومین فرزندش. به پیشنهاد یکی از دوستان که از کارکنان فرودگاه بندرعباس بود، راهی سفری بی بازگشت شد. ساعت 10 صبح روز یکشنبه 12 تیرماه 1367 در پی اصابت موشک ناو آمریکایی های جنایتکار به هواپیمای مسافربری ایران، شهید مریم اسدی جعفری به همراه همسر (شهید سیروس کشکولی) و فرزندانش (علی و محمد) از آسمان نیلگون خلیج فارس به سوی بهشت پر کشیدند.
مریم هرگز بازنگشت و در وسعت بیکران خلیج فارس جا ماند و حسرت حتی گوری را بر دلمان نهاد تا به زیارتش دلی آرام نماییم.
گاهی می اندیشم روح بزرگ و لطیفش آب را بر خاک ترجیح داد که هرگز بازنگشت و این گونه آرامگاه ابدیش به وسعت خلیج فارس گشت.
شهید مظلوم بهشتی:
هدف ما، محاکمه سیاست تجاوزگرانه امپریالیزم آمریکاست.


منبع: جمعی از نویسندگان، آیینه و شقایق (یادنامه شهدای زن استان تهران (جلد دوم)، تهران، انتشارات منطقه مقاومت بسیج استان تهران، 1381
 
و اطلاعات موجود در پرونده فرهنگی شهید، اداره کل جمع‌آوری و نگهداری آثار شهدا و ایثارگران ؛ معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران.

 شجاعت
مريم دانش‌آموز سال دوم دبيرستان بود و هر روز با شعار دادن و پاره‌کردن عکس‌هاي شاه و خانواده‌اش مدرسه را به هم مي ريخت. مدير نيز به ناچار عکسهاي باقي مانده را در خانه مستخدم مدرسه گذاشت تا سالم بماند. مستخدم مدرسه که از آشنايان من بود، ماجرا را برايم تعريف کرد و از من خواست تا با مريم صحبت کنم و مريم عکسها را به مدرسه برگرداند. وقتي اين موضوع را با مريم مطرح کردم عکسها را آورد و در حياط مدرسه آنها را شکست و آتش زد مدير نيز براي آرام نگهداشتن مدرسه از پاسگاه ژاندارمري پيشوا کمک خواست.
شجاعت و توانمندي مريم همه ما را شگفت زده کرد او در زماني که همه مردم از ترس، سکوت اختيار کرده بودند از حق دفاع کرد.

منبع:کتاب آينه و شقايق جلد 2 صفحه 27

  

 شهادت
6 سال غربت، 6 سال دوري از خانواده مريم را از پاي درنياورد. بعد از تولد محمد به بندرعباس رفت و در آنجا به تدريس پرداخت. بيماري آسم آزارش مي داد اما او تابستانهاي داغ جنوب را با عشق در کنار همسرش گذراند. آخرين روزهاي پرتلاش مريم همراه با روزهاي پاياني بارداري سومين فرزندش بود. آن روز به پيشنهاد يکي از دوستان که از کارکنان فرودگاه بندرعباس بود، راهي سفر بي‌بازگشت شد. ساعت 10 صبح روز يکشنبه 12/4/1367 هواپيماي ايرباس ايران در آسمان خليج فارس مورد هدف قرار گرفت و بار ديگر دست جنايتکار آمريکا به خون عزيزانمان آلوده گشت.
گاهي مي‌انديشم روح بزرگ و لطيف مريم آب را بر خاک ترجيح داد که هرگز بازنگشت و اينگونه آرامگاهي به وسعت خليج فارس براي خود برگزيد.

منبع:کتاب آينه و شقايق جلد 2 صفحه

 
 


تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها