0

سعدی » مواعظ » غزلیات

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

غزل ۵۴
شنبه 15 خرداد 1395  12:16 PM

ای به باد هوس درافتاده

بادت اندر سرست یا باده

یکقدم بر خلاف نفس بنه

در خیال خدای ننهاده

راه گم کرده از طریق صلاح

در بیابان غفلت افتاده

خود به یک بار از تو بستاند

چرخ انصافهای ناداده

رنج‌بردار دیو نفس مباش

در هوای بت ای پریزاده

دیدی این روزگار سفله نواز

چون گرفت از تو جان آزاده

چون تو آسوده‌ای چه می‌دانی

که مرا نیست عیش آماده

ملک آزادیت چو ممکن نیست

شهر بند هواست بگشاده

لاف مردی زنی و زن باشی

همچو خنثی مباش نر ماده

هر زمان چون پیاله چند زنی

خنده در روی لعبت ساده

بس که با خویشتن بگویی راز

چون صراحی به اشک بیجاده

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها