پاسخ به: نماز در نهج البلاغه
دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 1:38 AM
من خبر ضرار بن حمزة الضبائى عند دخوله على معاويه و مسألته له عن أميرالمؤمنين عليه السلام و قال: فأشهد لقد رأيته فى بعض مواقفه و قد أرخى الليل سدوله و هو قائم فى محرابه قابض على لحيته يتململ تململ السليم، و يبكى بكاء الحزين، و يقول: يا دنيا! يا دنيا! اليك عنى. أبى تعرضت؟ أم الىّ تشوقت؟ لا حان حينك هيهات! غُرّى غيرى، لا حاجة لى فيك، قد طلقتك ثلاثا لا رجعة فيها! فعيشك قصير، و خطرك يسير، و أملك حقير. آه من قلة الزاد، و طول الطريق و بعد السفر، و عظيم المورد.
گفته اند: ضرار بن حمزه ضبايى بر معاويه وارد شد و معاويه درباره اميرمؤمنان على عليه السلام از او پرسيد، او گفت: گواهى مى دهم كه او را در جايى ديدم كه شب پرده سياهش را آويخته بود و او در محراب عبادتش ايستاده و محاسن خود را به دست گرفته و همچون مار گزيده به خود مى پيچيد، و همانند دردمندان از سر خوف مى گريست و مى فرمود:
اى دنيا! اى دنيا! از من دور شو و دست از دامنم بردار! آيا براى فريفتن من اين چنين در برابر من جلوه مى كنى يا آرزومند منى؟ هنگام فريبت نزديك مباد! چه دور است آرزوى تو! ديگرى را بفريب ؛ زيرا مرا به تو نيازى نيست.
من تو را سه طلاقه كردم كه رجوعى نداشته باشد. زندگى در تو كوتاه و ارزش تو اندك و آرزو در تو حقير است. واى از كمى توشه و درازى راه و دورى سفر و بزرگى حسابگاه.30
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.