پاسخ به: نماز در نهج البلاغه
دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 1:38 AM
عن نوف البكالى قالى: رأيت اميرالمومنين ذات ليلة، و قد خرج من فراشه، فنظر فى النجوم، فقال لى: يا نوف! أراقد أنت أم رامق؟ فقلت: بل رامق! قال: يا نوف! طوبى للزاهدين فى الدنيا، الراغبين فى الاخرة، أولئك قوما أتخذوا الارض بساطا، و ترابها فراشا، و مائها طيبا، و القرآن شعارا، و الدعاء دثارا، ثم قرضوا الدنيا قرضا على منهاج المسيح. يا نوف! أن داود عليه السلام قام فى مثل هذه الساعة من الليل، فقال: أنها ساعة لا يدعو فيها عبد الا أستجيب له، الا أن يكون عشارا أو عريفا أو شرطيا، أو صاحب عرطبة و هى الطنبور أو صاحب كوبة و هى الطبل.
از نوف بكالى روايت شده است كه گفت: شبى اميرمؤ منان على عليه السلام را ديدم كه از بستر خويش برخاست و به ستارگان مى نگرد، آن گاه به من گفت: اى نوف! خوابى يا بيدار؟ گفتم: بيدارم.
فرمود: اى نوف! خوشا به حال پارسايان اين جهان كه دل در سراى ديگر بسته اند، آنان كه زمين را فرش و خاك را بستر و آب را شربت نوشين و قرآن را شعار جامه زيرين (يعنى روش خود و زينت دل) و دعا را دثار (جامه رو؛ يعنى مانع حوادث) قرار داده اند. و چون حضرت عيسى از دنيا بريده و جدا گشته اند.
اى نوف! حضرت داود عليه السلام شب ها در چنين ساعتى از بستر برمى خاست و مى گفت: اين ساعتى است كه هيچ بنده اى خداى بزرگ را نخواند، مگر اين كه دعايش مستجاب شود، جز آن كه باجگير يا جاسوس خبرچين يا گزمه كه همكار داروغه ستمگر است و يا نوازنده تنبور و طبل باشد.26
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.