پاسخ به: مرگ در نهج البلاغه
دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 1:25 AM
تبع جنازة فسمع رجلا يضحك، فقال: كأن الموت فيها على غيرنا كتب، و كان الحق فيها على غيرنا وجب، و كأن الذى نرى من الاموت سفر عما قليل الينا راجعون! نبوّئهم أجداثهم، و نأكل تراثهم، كأنا مخلدون بعدهم، ثم قد نسينا كل واعظ و واعظة، و رمينا بكل فادح و جائحة!!
امام على عليه السلام در تشييع جنازه اى شركت فرموده بود شنيد كه مردى مى خندد، پس فرمود: گويا مرگ براى ديگران نه براى ما مقرر شده است و گويا حق در آن نه براى ما بلكه براى جز ما ثابت شده است و گويا اين مردگان كه رو به خاك نهاده اند مسافرانى هستند كه به زودى به سوى ما برمى گردند، بدن هاى آنان را زير خاك مى پوشانيم و آنچه را كه ارث گذاشته اند مى خوريم، گويى ما بعد از رفتن آنان جاويدان خواهيم ماند، سپس هر گونه پند دهنده را فراموش مى كنيم و نشانه هر بلا و مصيبتى مى شويم.65
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.