پاسخ به: مرگ در نهج البلاغه
دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 1:21 AM
ان علىّ من الله جُنّة حصينة، فاذا جاء يومى انفرجت عنى و أسلمتنى؛ فحينئذ لا يطيش السهم، و لا يبرأ الكلم.
خداوند براى من سپرى محكم قرار داده است. چون روز مرگ من فرا رسد، آن سپر از من جدا شده و مرا به دست مرگ مى سپرد. در آن هنگام، نه تير به خطا رود و نه زخم بهبود يابد.9
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.