پاسخ به: مرگ در نهج البلاغه
دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 1:21 AM
لو أن أحدا يجد الى البقاء سُلّما او لدفع الموت سبيلا، لكان ذلك سليمان بن داود عليه السلام الذى سخر له ملك الجن و الانس مع النبوة و عظيم الزلفة. فلما استوفى طعمته، و استكمل مدته، رمته قسى الفناء بنبال الموت، و أصبحت الديار منه خالية ، و المساكن معطلة، و ورثها قوم آخرون.
اگر كسى مى توانست نردبانى براى جاودانگى پيدا كند، يا براى دفع مرگ راهى پيش گيرد، قطعا اين شخص سليمان بن داوود عليه السلام بود كه ملك جن و انس براى او مسخر بود، با منصب پيامبرى و تقرب بزرگ به خدا. او هنگامى كه روزى خود را تمام كرد و مدت عمرش را به پايان رساند، كمان هاى فنا تيرهاى مرگ را به طرف او نشانه گرفت. شهر از وى خالى گشت و مساكن از وجود او تهى شد و از كار افتاد و گروهى ديگر آن ميراث ها را به ارث بردند.7
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.