پاسخ به: جهاد در نهج البلاغه
یک شنبه 26 اردیبهشت 1395 11:36 PM
و ايمُ الله لئن فررتم من سيف العاجلة، لا تسلموا من سيف الاخرة، و أنتم لهاميم العرب، و السنام الاعظم، أن فى الفرار موجدة الله، و الذلّ اللازم، و العار الباقى. و أن الفارّ لغير مزيد فى عمره، و لا محجوز محجوب بينه و بين يومه. من الرائج الى الله كالظمآن يردُ الماء؟ الجنة تحت أطراف العوالى! اليوم تُبلى الاخبار! و الله لأنا أشوق الى لقائهم منهم الى ديارهم.
به خدا سوگند، اگر از شمشير اين دنيا بگريزيد، از شمشير آن جهان نخواهيد رهيد. شما اشراف و بزرگان عرب هستيد. همانا فرار از جنگ موج خشم خداوند و خوارى و ننگ جاويدان است. به زندگى گريزنده هرگز چيزى افزوده نگردد و چيزى مانع مرگش نشود. كيست كه همچون تشنه اى كه به آب مى رسد به سوى حق رود؟ بهشت زير لبه هاى نيزه هاست. امروز نهان ها آزموده و آشكار مى شوند. به خدا سوگند، كه من به رويارويى آنان بيش از آن اشتياق دارم كه آن ها براى رسيدن به خانه هاى خود مشتاق اند.23
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.