پاسخ به: امامت در نهج البلاغه
یک شنبه 26 اردیبهشت 1395 9:19 PM
ان أولياء الله هم الذين نظروا الى باطن الدنيا اذا نظر الناس الى ظاهرها، و اشتغلوا بآجلها اذا اشتغل الناس بعاجلها، فأماتوا منها ما خشوا أن يميتهم، و تركوا منها ما علموا أنه سيتركهم، و رأوا استكثار غيرهم منها استقلالا، و دركهم لها فوتا، أعداء ما سالم الناس و سلم ما عادى الناس! بهم علم الكتاب و به علموا، و بهم قام الكتاب و به قاموا، لا يرون مَرجُوّا فوق ما يرجون، و لا مخوفا فوق ما يخافون.
همانا دوستان خداوند كسانى هستند كه به باطن دنيا نگريستند، در حالى كه مردم معمولى به ظاهر آن نگاه مى كنند، اولياء الله به آخر دنيا (پس از مرگ) مى نگرند، در آن هنگام كه مردم به آنچه كه در دنيا به سرعت مى گذرد مى نگرند.
پس اولياء الله از اين دنيا ميراندند آنچه را كه ترسيدند آنان را بميراند و رها كردند از دنيا آنچه را كه مى دانستند كه به زودى آنان را رها خواهد كرد و آنچه را كه ديگران افزون گرايى (تكاثر) مى ديدند، اينان آن را تمايل به ناچيز گرايى تلقى نمودند و آنچه را كه ديگران دريافت كردند اولياء الله آن را از دست دادن تلقى كردند و دشمن چيزى بودند كه مردم با آن سر آشتى داشتند و با چيزى آشتى بودند كه مردم آن را دشمن مى دانستند. به وسيله اولياء الله بود كه قرآن شناخته شد و با همين قرآن بود كه به علم دست يافتند و قرآن با آنها برپا شد و خود آنان با قرآن قيام كردند. آنان به فوق آنچه اميدوارند نظری ندارند و از فوق آنچه از آن مى ترسند بيمى ندارند.18
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.