0

غزلیات منصور حلاج

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات منصور حلاج
یک شنبه 26 اردیبهشت 1395  8:29 PM

دوست چون خواهد که عاشق هر نفس زاري کند
خانمانش سوزد و ميل دل آزاري کند
ساختن بايد بسوز عشق آن ياري که او
کو بسوزد آشکارا در نهان ياري کند
کي توان برداشتن بار بلاي عشق را
گر نه لطف او به پنهاني مددکاري کند
کاله پر عيب دل را کز همه وامانده بود
مشتري ماهرو هر دم خريداري کند
تو بزاري ساز و از آزار او رخ برمتاب
نيست عاشق هر که آزاري ز بيزاري کند
گر بدست ديگران بنياد ما را بر کند
ني در آخر از طريق لطف غمخواري کند
گر کند ساقي مجلس نرگس خمار دوست
کيست کاندر دور او دعوي هشياري کند
هر که روزي بسته بند غمش شد چون حسين
سالها گر بگذرد باري گرفتاري کند
 

 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها