0

یادنامه سرداران شهید

 
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:یادنامه سرداران شهید
شنبه 11 دی 1389  3:59 PM





 
عنوان : مهندس حسين ناجيان
سردار رشيد اسلام و مجاهد خستگي ناپذير مهندس شهيد حسين ناجيان 
مسئول ستاد پشتيباني مناطق جنگي جنوب
كمتر كسي پيدا مي‌شود كه از طريق جهاد سازندگي به منطقه جنوب اعزام شده باشد و با نام حسين ناجيان آشنانباشد .
مهندس شهيد حسين ناجيان يكي از چهره‌هاي درخشان جهاد سازندگي و از بنيانگذاران اين نهاد شريف مي‌باشد . حسين به سال 1333 در محيط يك خانواده مذهبي درتهران متولد شد . وي همزمان با طي دوران تحصيل در يك مدرسه اسلامي با شركت در جلستات مذهبي به فراگيري اصول اعتقادات و احكام اسلامي زير بناي فكري خويش را شكل مي‌داد .
 پدر بزرگوارش مي‌گويد :
حسين در سن 5 سالگي در جلسات قرآن و كلاسهاي ديني ، تجويد و حديث شركت مي‌كرد . ازنظر اخلاق و رفتار در دوران طفوليت و حتي تا زمان شهادت هميشه الگو و نمونه بود . دوران ابتدايي و راهنمايي را پشت سر گذاشت وي ازهمان دوران دبيرستان به مردم محروم و دردكشيده مي‌انديشيد . در رابطه با مسايل سياسي بسيار مبارز و جدي بود . هنگامي كه برادر وي در رابطه با مسائل سياسي بدست مزدوران رژيم پهلوي 6 ماه زنداني شده بود و ما از او اطلاعي نداشتيم . حسين بطور مداوم مادرش را دلداري مي‌داد و مي‌گفت : ما براي اجراي احكام الهي بايد چنين اعمالي را انجام دهيم و حتي براي آن به زندان برويم و سختيها را تحمل كنيم .
پدر شهيد حسين ناجيان اينگونه نقل مي‌كند
آخرين باري كه حسين را ديدم 15 روز قبل از شهادتش بود . و بسيارناراحت و دلگير از اينكه به تهران آمده است . او ازمن و مادرش خواست كه براي زيارت شهداء به بهشت زهرا برويم و ما هم رفتيم . پس ازاينكه بر سر مزار دوستانش فاتحه‌اي خوانديم به خانه برگشتيم . وي به مادرش گفته بود كه مادر دلم خيلي گرفته است شما نمي‌دانيد در جبهه چه خبر است ، آنجا بهشت است .انسان بايد باشد تا درك كند جبهه يعني چه ؟ موقع رفتن ساكش را برداشت و او را از زير قرآن رد كرديم .در لحظات آخر با گرمي مرا در آغوش گرفت و روبوسي كرديم گفت : حاجي آقا مرا دعا كن تا موفق شوم . من هم گفتم : برو انشاءالله موفق مي‌شوي .
 نحوه شهادت حسين ناجيان اززبان شهيد حاج اسدالله هاشمي
وقتي عمليات مسلم بن عقيل (عليه الرحمه) فرا رسيد حسين باتفاق شهيد والا مقام حاج اسداله هاشمي به غرب كشور رفته بود .
 از آنجا كه دل عاشق او تمناي  پرواز داشت همرزم او حاج اسدالله نقل نموده است كه : « حسين ناجيان روي پاي خود بند نبود ، ديدم ناجيان يك روحيه ديگر دارد . با ماشين داشتيم مي‌رفتيم كه يك كاتيوشا به ماشين اصابت كرد و ناجيان به بيرون پرت شد و منهم به طرف ديگر . وقتي رفتم بالاي سرش ديدم ناجيان شهيد شده است .
شهيد حسين ناجيان كه حقيقتاً اسوه مقاومت و فعاليت بود در سن 28 سالگي روز دهم مهر ماه سال 61 در جبهه سومار جلوه‌اي از جذبه ملكوت را با خون ملتهب خويش تصوير كرد و براي جهادگران الگو و اسوه شد .
 فرازهائي از وصيت نامه شهيد ناجيان
خدا را خدا را به امام وصيت مي‌كنم ، امام را فراموش نكنيد پيوسته با او باشيد كه اگر رها شويد سرنوشتتان سرنوشت اقوامي خواهد بود كه وصفشان را خداوند در قرآن مي‌فرمايد .
اين اسطوره پولادين تقوي و اين نمونه عالي مكتب و انسانيت را پيرو باشيد و پيروي از ايشان را نه در مقام يك شخص بلكه پيروي از جريان ولايت فقيه كه استمرار حركت انبياست بدانيد والا دچار انحراف خواهيد شد .
 


تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها