0

آلاچیق

 
surush67
surush67
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1394 
تعداد پست ها : 133
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:آلاچیق
شنبه 11 اردیبهشت 1395  10:36 AM

عشق، اگر چه می سوزاند، اما جلای جان نیز هست.

لحظه ها را رنگین می کند، سرخ. خون را داغ می کند.
آفتاب است.
فراز و فرود جان.
کوهستانی افسانه ایست.

کشف تازه ای از خود در خود.
ریشه های تازه در قلب به جنبش و رویش آغاز می کنند.

تا کی جای باز کند و بروید و بماند،
چیزی ناشناخته است.

چگونه اما عشق می آید؟
من چه می دانم؟؟

نسیم را مگر که دیده است؟
غرش رعد را چه کسی پیش از غرش شنیده است؟
چشمِ کدام سر، تاب باز نگاه آذرخش داشته است؟

از کجا می روید؟
در کجا جان می گیرد؟
در کدام راه پیش می رود؟ رو به کدام سوی؟

چه می دانم؟

دیوانه را مگر مقصدی هست؟
بگذار جهان بر آشوبد...!


از کتاب: کلیدر
"محمود دولت آبادی"
 

تشکرات از این پست
farnaz_s tadrisiz
دسترسی سریع به انجمن ها