0

الهی نامه عطار

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:الهی نامه عطار
شنبه 11 اردیبهشت 1395  12:24 AM

مگر پوشیده چشمی بود در راه

که بگشاده زبان می‌گفت الله

چو نام حقّ ازو بشنود نوری

به پیش او دوید از ناصبوری

بدو گفتا تو او را می چه دانی

وگر دانی چرا تو زنده مانی

بگفت این و چنان بی‌خویشتن شد

که گفتی جان مشتاقش ز تن شد

در آن شورش به صحرا رفت ناگاه

نَیستانی دروده بود در راه

چنان بر نَیستان زد خویشتن را

که پاره پاره کرد از زخم تن را

بآخر از تنش از بس که خون شد

بزاری جان او با خون برون شد

نگه کردند و او را کشته دیدند

همه جایش بخون آغشته دیدند

ز خون سینهٔ آن کشتهٔ راه

نوشته بر سر هر نی که الله

چنین باید سماع نی شنودن

زنی کشته شدن در خون غنودن

چو نام دوست بنیوشی چنین شو

بیک یک ذره بحری آتشین شو

تو گر در دوستی جان در نبازی

ترا آن دوستی باشد مجازی

اگر در عشق اهل راز باشی

ز صدق دوستی جانباز باشی

 
 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها