0

غزلیات هلالی جغتایی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات هلالی جغتایی
پنج شنبه 9 اردیبهشت 1395  6:44 PM

به یار بی‌وفا عمری وفا کردم ندانستم

به امید وفا بر خود جفا کردم ندانستم

دل آزاری که هرگز دیده بر مردم نیندازد

به سان مردمش در دیده جا کردم ندانستم

اگر گفتم که دارد یار من آیین دلجویی

معاذالله غلط کردم، خطا کردم، ندانستم

بلای جان من آن شوخ و من افتاده در کویش

دریغا خانه در کوی بلا کردم ندانستم

به هر بیگانهٔ بدخوی او از آشنا بهتر

به آن بیگانه خود را آشنا کردم ندانستم

گرفتم آن سر زلف و کشیدم و صد گرفتاری

به دست خویش خود را مبتلا کردم ندانستم

هلالی پیش آن مه شرمسارم زین شکایت‌ها

درین معنی به غایت ماجرا کردم ندانستم

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها