0

غزلیات هلالی جغتایی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات هلالی جغتایی
پنج شنبه 9 اردیبهشت 1395  6:43 PM

نیست غم گر شد گریبان من از غم چاک چاک

سینه‌ام چاک‌ست از چاک گریبان خود چه باک؟

می‌کشی بر غیر تیغ و می‌کشی از غیرتم

از هلاک دیگران بگذر که خواهم شد هلاک

نیست جان را با تن پاک تو اصلاً نسبتی

این تن پاک تو صد ره پاک‌تر از جان پاک

خاک آدم را از آن گل کرد استاد ازل

تا چنین نازک نهالی بر دمد ز آن آب و خاک

ای که از ما فارقی گویا نمی‌دانی که ما

دردمندانیم و آه ما به غایت دردناک

می‌پرستان را ز می هر دم حیاتی دیگرست

آب حیوان ریخت گویا باغبان در جوی تاک

گر هلالی چند روزی در لباس زهد بود

باز در کوی خرابات‌ست مست و جامه چاک

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها