0

غزلیات هلالی جغتایی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات هلالی جغتایی
پنج شنبه 9 اردیبهشت 1395  6:42 PM

زان پیشتر که جانان ناگه ز در درآید

از شادی وصالش ترسم که جان برآید

ناصح به صبر ما را بسیار خواند، لیکن

ما عاشقیم و از ما این کار کمتر آید

ای ترک شوخ، باری، در سر چه فتنه داری؟

کز شوخی تو هر دم صد فتنه بر سر آید

جز عکس خود، که بینی، ز آیینه گاه کاهی

مثل تو دیگری کو، تا در برابر آید؟

گفتی که با تو یارم، آه! این دروغ گفتی

ور زانکه راست باشد کی از تو باور آید؟

بر گرد شمع رویت پروان شد هلالی

یک بار گر برانی، صد بار دیگر آید

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها