0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  8:44 PM

آدمیی، آدمیی، آدمی

بسته دمی، زانک نهٔ آن دمی

آدمیی را همه در خود بسوز

آن دمیی باش اگر محرمی

کم زد آن ماه نو و بدر شد

تا نزنی کم، نرهی از کمی

می‌برمی از بد و نیک کسان؟!

آن همه در تست، ز خود می‌رمی

حرص خزانست و قناعت بهار

نیست جهان را ز خزان خرمی

مغز بری در غم؟! نغزی ببر

بر اسد و پیل زن ار رستمی

همچو ملک جانب گردون بپر

همچو فلک خم ده، اگر می‌خمی

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها