0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  8:43 PM

در دل من پردهٔ نو می‌زنی

ای دل و ای دیده و ای روشنی

پرده توی وز پس پرده توی

هر نفسی شکل دگر می‌کنی

پرده چنان زن که بهر زخمهٔ

پردهٔ غفلت ز نظر برکنی

شب منم و خلوت و قندیل جان

خیره که تو آتشی یا روغنی

بی‌من و تو، هر دو توی، هر دو من

جان منی، آن منی، یا منی

نکتهٔ چون جان شنوم من ز چنگ

تنتن تنتن، که تو یعنی تنی

گر تنم و گر دلم و گر روان

شاد بدانم که توم می‌تنی

از تو چرا تازه نباشم؟! که تو

تازگی سرو و گل و سوسنی

از تو چرا نور نگیرم؟! که تو

تابش هر خانه و هر روزنی

از تو چرا زور نیابم؟! که تو

قوت هر صخره و هر آهنی

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها