0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  8:24 PM

ساقی این جا هست ای مولا بلی

ره دهد ما را بر آن بالا بلی

پیش آن لب‌های آری گوی او

بنده گردد شکر و حلوا بلی

هست چشمش قلزم مستی نعم

هست جعدش مایه سودا بلی

این همه بگذشت آن سرو سهی

خوش برآید همچو گل با ما بلی

چون بخسبم زیر سایه نخل او

من شوم شیرینتر از خرما بلی

هم عسس هم دزد ای جان هر شبی

سیم دزدد زان قمرسیما بلی

چون برآید آفتاب روی او

دزد گردد عاجز و رسوا بلی

ناشتاب آن کس که او حلوا خورد

در دماغ او کند صفرا بلی

بس کن آن کس کو سری پنهان کند

روید از سر گلشن اخفی بلی

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها