0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  8:23 PM

هست امروز آنچ می‌باید بلی

هست نقل و باده بی‌حد بلی

هست ای ساقی خوب از بامداد

کان شیرینی بنامیزد بلی

آفتاب امروز گشته‌ست از پگاه

ساقی صد زهره و فرقد بلی

شد عطارد مست و اشکسته قلم

لوح شست از هوز و ابجد بلی

مطرب ناهید بربط می‌نواخت

هر چه می‌گفت آن چنان آمد بلی

دفتر عشقش چو برخواند خرد

پرشکر گردد دل کاغذ بلی

گشت حاصل آرزوی دل نعم

گشت هر سعدی کنون اسعد بلی

چونک سلطان ملاحت داد داد

داد بستانیم از هر دد بلی

بس کنم کاین قصه‌ای بی‌منتهاست

کز سخن دیگر سخن زاید بلی

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها