0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  8:22 PM

فارغم گر گشت دل آواره‌ای

از جهان تا کم بود غمخواره‌ای

آفتاب عشق تو تابنده باد

تا بریزد هر کجا استاره‌ای

آفتابی کو به کوه طور تافت

پاره گشت و لعل شد هر پاره‌ای

تابشش بر چادر مریم رسید

طفل گویا گشت در گهواره‌ای

هر کی او منکر شود خورشید را

کور اصلی را نباشد چاره‌ای

چون عصای عشق او بر دل بزد

صد هزاران چشمه بین از خاره‌ای

چشم بد گر چه که آن چشم من است

دور بادا از چنین رخساره‌ای

صد دکان مکر در بازار عشق

این چنین در بست از مکاره‌ای

شمس تبریزی به پیش چشم تو

حلقه حلقه هر کجا سحاره‌ای

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها