0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  8:17 PM

تو فقیری تو فقیری تو فقیر ابن فقیری

تو کبیری تو کبیری تو کبیر ابن کبیری

تو اصولی تو اصولی تو اصول ابن اصولی

تو خبیری تو خبیری تو خبیر ابن خبیری

تو لطیفی تو لطیفی تو لطیف ابن لطیفی

تو جهانی دو جهان را به یکی کاه نگیری

هله ای روح مصور هله ای بخت مکرر

نه ز خاکی نه ز آبی نه از این چرخ اثیری

تو از آن شهر نهانی که بدان شهر کشانی

نشوی غره به چیزی نه ز کس عذر پذیری

همگی آب حیاتی همگی قند و نباتی

همگی شکر و نجاتی نه خماری نه خمیری

به یکی کرم منکس بدهی دیبه و اطلس

نکند بر تو زیان کس که شکوری و شکیری

به عدم درنگریدم عدد ذره بدیدم

به پر عشق تو پران برهیده ز زحیری

اگرت بیند آتش همگی آب شود خوش

اگرت بیند منکر برهد او ز نکیری

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها