0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  8:16 PM

به خدا کسی نجنبد چو تو تن زنی نجنبی

که پیاله‌هاست مردم تو شراب بخش خنبی

هله خواجه خاک او شو چو سوار شد به میدان

سر اسب را مگردان که تو سر نه‌ای تو سنبی

که در آن زمان سری تو که تو خویش دنب دانی

چو تو را سری هوس شد تو یقین بدانک دنبی

ز جهان گریز و وابر تو ز طاق و از طرنبش

چو ز خویش طاق گشتی ز چه بسته طرنبی

تو بدان خدای بنگر که صد اعتقاد بخشد

ز چه سنی است مروی ز چه رافضی است قنبی

بفرست سوی بینش همه نطق را و تن را

که تو را یکی نظر به که همیشه می غرنبی

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها