0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  8:05 PM

روز ار دو هزار بار می‌آیی

هر بار چو جان به کار می‌آیی

از بهر حیات و زنده کردن تو

در عالم چون بهار می‌آیی

عشاق همه شدند حلوایی

چون شکر قندوار می‌آیی

می درده و اختیار ما بستان

کز مجلس اختیار می‌آیی

از خلق جهان کناره می‌گیرد

آن را که تو در کنار می‌آیی

خاموش به حضرت تو اولیتر

کز حضرت کردگار می‌آیی

دیدیم تو را ز دست ما رفتیم

کز عالم پایدار می‌آیی

ای مرغ ز طاق عرش می‌پری

وی شیر ز مرغزار می‌آیی

ای بحر محیط سخت می‌جوشی

وی موج چه بی‌قرار می‌آیی

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها