0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  7:56 PM

به تن با ما به دل در مرغزاری

چو دربند شکاری تو شکاری

به تن این جا میان بسته چو نایی

به باطن همچو باد بی‌قراری

تنت چون جامه غواص بر خاک

تو چون ماهی روش در آب داری

در این دریا بسی رگ‌هاست صافی

بسی رگ‌هاست کان تیره است و تاری

صفای دل از آن رگ‌های صافی است

بدان رگ پی بری چون پر برآری

در آن رگ‌ها تو همچون خون نهانی

ور انگشتی نهم تو شرم داری

از آن رگ‌هاست بانگ چنگ خوش رگ

ز عکس و لطف آن زاری است زاری

ز بحر بی‌کنار است این نواها

کی می‌غرد به موج از بی‌کناری

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها