0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  7:54 PM

بدید این دل درون دل بهاری

سحرگه دید طرفه مرغزاری

در او آرامگاه جان عاشق

در او بوس و کنار بی‌کناری

که فردوسش غلام آن گلستان

بهشت از سبزه زارش شرمساری

به هر جانب یکی حلقه سماعی

به زیر هر درختی خوش نگاری

اگر پیری درآید همچو کافور

شود گل عارضی مشکین عذاری

چو شیر اسکست جان زنجیرها را

رمید آن سو چو مجنون بی‌قراری

برفتم در پی جان تا کجا شد

در آن رفتن مرا بگشاد کاری

بدیدم طرفه منزل‌های دلکش

ولیک از جان ندیدم من غباری

بگو راز مرا تا بازآید

وگر ناید بیا واپس تو باری

نشانی‌ها بیاور ارمغانی

که تا تن را کنم من دارداری

کیست آن مه خداوند شمس تبریز

خداخلقی عجیبی نامداری

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها