0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  7:52 PM

ای آنک به دل‌ها ز حسد خار خلیدی

این‌ها همه کردی و در آن گور خزیدی

تلخی دهد امروز تو را در دل و در کام

آن زهرگیاهی که در این دشت چریدی

آن آهن تو نرم شد امروز ببینی

که قفل دری یا جهت قفل کلیدی

طوق ملکی این دم اگر گوهر پاکی

رد فلکی این دم اگر جان پلیدی

با جمله روان‌ها به تک روح روانی

سلطان جهادی اگر از نفس جهیدی

با خالق آرام تو آرام گرفتی

وز دیو رمیده تو به هنگام رهیدی

امروز تو را بازخرد از غمش آن نور

کو را چو دل و جان به دل و جان بخریدی

آن سیمبر اندر بر سیمین تو آید

کو را چو نثار زر از این خاک بچیدی

ای عشق ببخشای بر این خاک که دانی

کز خاک همان رست که در خاک دمیدی

خامش کن و منمای به هر کس سر دل ز آنک

در دیده هر ذره چو خورشید پدیدی

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها