0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  7:29 PM

آنک بخورد دم به دم سنگ جفای صدمنی

غم نخورد از آنک تو روی بر او ترش کنی

می چو در او عمل کند رقص کند بغل زند

ز آنک نهاد در بغل خاص عقیق معدنی

مرد قمارخانه‌ام عالم بی‌کرانه‌ام

چشم بیار در رخم بنگر پیش روشنی

ننگرد او به رنگ تو غم نخورد ز جنگ تو

خواجه مگر ندیده‌ای ملک و مقام ایمنی

هیچ عسل ترش شود سرکه اگر ترش رود

از پی آب کی هلد روغن طبع روغنی

من که در آن نظاره‌ام مست و سماع باره‌ام

لیک سماع هر کسی پاک نباشد از منی

هست سماع ما نظر هست سماع او بطر

لیک نداند ای پسر ترک زبان ارمنی

در تک گور مؤمنان رقص کنان و کف زنان

مست به بزم لامکان خورده شراب مؤمنی

پیش تو است این دم او می‌نبری ز یار بو

می‌نگری تو سو به سو پله چشم می‌زنی

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها