0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  7:15 PM

چو مست روی توام ای حکیم فرزانه

به من نگر تو بدان چشم‌های مستانه

ز چشم مست تو پیچد دلم که دیوانه است

که جنس همدگر افتاد مست و دیوانه

دل خراب مرا بین خوشی به من بنگر

که آفتاب نظر خوش کند به ویرانه

بکن نظر که بدان یک نظر که درنگری

درخت‌های عجب سر کند ز یک دانه

دو چشم تو عجمی ترک و مست و خون ریزند

که می‌زند عجمی تیرهای ترکانه

مرا و خانه دل را چنان به یغما برد

که می‌دود حسنک پابرهنه در خانه

به باغ روی تو آییم و خانه برشکنیم

هزار خانه چو صحرا کنیم مردانه

صلاح دین تو چو ماهی و فارغی زین شرح

که فارغ است سر زلف حور از شانه

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها