0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  7:10 PM

یک جام ز صد هزار جان به

برخیز و قماش ما گرو نه

ما از خود خویش توبه کردیم

ما هیچ نمی‌رویم از این ده

یک رنگ کند شراب ما را

تا هر دو یکی شود که و مه

درویش ز خویشتن تهی شد

پر ده تو شراب فقر پر ده

برخیز و به زه کن آن کمان را

ماییم کمان و باده چون زه

برجای بماند عقل پرفعل

این است سزای پیر فربه

ما غم نخوریم خود کی دیده‌ست

تو بار کشی و او کند عه

بگریز ز غم به سوی شه رو

وز خانه عاریت برون جه

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها