0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  7:09 PM

ایا گم گشتگان راه و بیراه

شما را باز می‌خواند شهنشاه

همی‌گوید شهنشه کان مایید

صلا ای شهره سرهنگان به درگاه

به درگاه خدای حی قیوم

دعا کردن نکو باشد سحرگاه

بپیوندید پیوند قدیمی

چو هی چفسیده بر دامان الله

چو یوسف با عزیز مصر باشید

برون آیید از زندان و از چاه

دلا بی‌گاه شد بازآ به خانه

که ترک آید شبانگه سوی خرگاه

صلا اکنون میان بسته‌ست ساقی

صلا کز مهر سرمست است دلخواه

به مغناطیس آید آخر آهن

به سوی کهربا آید یقین کاه

کنون درهای گردون برگشادند

که عاجز شد فلک از ناله و آه

بیا سجده کنان چون سایه‌ای دوست

که بر منبر برآمد امشب آن ماه

مثال صورتی پوشیده گر چه

منزه بود از امثال و اشباه

چو گنج جان به کنج خانه آمد

به گردش می‌تنیدم همچو جولاه

خمش کن تا که قلماشیت گویم

ولکن لا تطالبنی بمعناه

ولیک آن به که آن هم شیر گوید

کجا اشکار شیر و صید روباه

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها