0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  5:01 PM

آن وعده که کرده‌ای مرا کو

این جا منم و تو وانما کو

با جمله پلاس خوش نباشد

آن عهد پلاس را وفا کو

لب بسته چو بوبک ربابی

آن داد و گشاد و آن عطا کو

ای وعده تو چو صبح صادق

آن شمع و چراغ و آن ضیا کو

تا چند ز ناسزا و دشنام

آن دلداری و آن سزا کو

خیزید به سوی من کشیدش

ای طایفه یاری شما کو

ای سنگ دلان جواب گویید

کان کان عقیق و کیمیا کو

یا سحر نمود و چشم ما بست

آن ساحر و آن گره گشا کو

یا پر بگشاد و در هوا رفت

ای مرغ ضمیر آن هوا کو

والله که نرفت و رفتنی نیست

ماییم ز خویش رفته ما کو

ماکو به همان طرف که انداخت

ای در کف صنع ما چو ماکو

هین مشک سخن بنه به جو رو

می‌خواندت آب کان سقا کو

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها