0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  4:57 PM

تو کمترخواره‌ای هشیار می‌رو

میان کژروان رهوار می‌رو

تو آن خنبی که من دیدم ندیدی

مرا خنبک مزن ای یار می‌رو

ز بازار جهان بیزار گشتم

تو دلالی سوی بازار می‌رو

چو من ایزار پا دستار کردم

تو پا بردار و با دستار می‌رو

مرا تا وقت مردن کار این است

تو را کار است سوی کار می‌رو

مرا آن رند بشکسته‌ست توبه

تو مرد صایمی ناهار می‌رو

شنیدی فضل شمس الدین تبریز

نداری دیده در اقرار می‌رو

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها