0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  4:47 PM

مست رسید آن بت بی‌باک من

دردکش و دلخوش و چالاک من

گفت به من بنگر و دلشاد شو

هیچ به خود منگر غمناک من

ز آب و گل این دیده تو پرگل است

پاک کنش در نظر پاک من

دست بزد خرقه من چاک کرد

گفت مزن بخیه بر این چاک من

روی چو بر خاک نهادم بگفت

پاک مکن روی خود از خاک من

ای منت آورده منت می‌برم

ز آنک منم شیر و تو شیشاک من

نفت زدم در تو و می‌سوز خوش

لیک سیه می‌نکند زاک من

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها