0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  4:46 PM

گر چه اندر فغان و نالیدن

اندکی هست خویشتن دیدن

آن نباشد مرا چو در عشقت

خوگرم من به خویش دزدیدن

به خدا و به پاکی ذاتش

پاکم از خویشتن پسندیدن

دیده کی از رخ تو برگردد

به که آید به وقت گردیدن

در چنین دولت و چنین میدان

ننگ باشد ز مرگ لنگیدن

عاشقان تو را مسلم شد

بر همه مرگ‌ها بخندیدن

فرع‌های درخت لرزانند

اصل را نیست خوف لرزیدن

باغبانان عشق را باشد

از دل خویش میوه برچیدن

جان عاشق نواله‌ها می‌پیچ

در مکافات رنج پیچیدن

زهد و دانش بورز ای خواجه

نتوان عشق را بورزیدن

پیش از این گفت شمس تبریزی

لیک کو گوش بهر بشنیدن

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها