0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  4:39 PM

جانا بیار باده و بختم تمام کن

عیش مرا خجسته چو دارالسلام کن

زهره کمین کنیزک بزم و شراب توست

دفع کسوف دل کن و مه را غلام کن

همچون مسیح مایده از آسمان بیار

از نان و شوربا بشری را فطام کن

مشتی فسرده را به دم گرم بشکفان

مشتی گدای را شه بااحتشام کن

این روی پرگره را خندان و شاد کن

این عمر منقطع را عمری مدام کن

ای شوق هر دماغ سر عاشقان بخار

وی ذوق هر مقام بر ما مقام کن

آن خانه را که جام نباشد چو نیست نور

ما خانه ساختیم تو تدبیر جام کن

ما را وظیفه‌هاست ز لطف تو صد هزار

درمانده گشت دل که چه گوید کدام کن

خاموش کن که دوست مجیب است بی‌سال

نظاره کرم کن و ترک کلام کن

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها