0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  3:43 PM

ای ساقی و دستگیر مستان

دل را ز وفای مست مستان

ای ساقی تشنگان مخمور

بس تشنه شدند می پرستان

از دست به دست می روان کن

بر دست مگیر مکر و دستان

سررشته نیستی به ما ده

در حسرت نیستند هستان

چون قیصر ما به قیصریه‌ست

ما را منشان به آبلستان

هر جا که می است بزم آن جاست

هر جا که وی است نک گلستان

یک جام برآر همچو خورشید

عالی کن از آن نهال پستان

دیدار حق است مؤمنان را

خوارزم نبیند و دهستان

منکر ز برای چشم زخمت

همچو سر خر میان بستان

گر در دل او نمی‌نشیند

خوش در دل ما نشسته است آن

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها