0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  3:43 PM

تو نقد قلب را از زر برون کن

وگر گوید زرم زوتر برون کن

که بیگانه چو سیلاب است دشمن

ز بامش تو بران وز در برون کن

مگس‌ها را ز غیرت ای برادر

از این بزم پر از شکر برون کن

دو چشم خاین نامحرمان را

از آن زیب و جمال فر برون کن

اگر کر نشنود آواز آن چنگ

اگر تانی کری از کر برون کن

چو مستان شیشه اندر دست دارند

دلی کو هست چون مرمر برون کن

نران راه معنی عاشقانند

نر شهوت بود چون خر برون کن

بر یزید است شهوت پر و بالش

از این مرغان نیکو پر برون کن

چو بنده شمس تبریزی نباشد

تو او را آدمی مشمر برون کن

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها