0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  3:12 PM

سالکان راه را محرم شدم

ساکنان قدس را همدم شدم

طارمی دیدم برون از شش جهت

خاک گشتم فرش آن طارم شدم

خون شدم جوشیده در رگ‌های عشق

در دو چشم عاشقانش نم شدم

گه چو عیسی جملگی گشتم زبان

گه دل خاموش چون مریم شدم

آنچ از عیسی و مریم یاوه شد

گر مرا باور کنی آن هم شدم

پیش نشترهای عشق لم یزل

زخم گشتم صد ره و مرهم شدم

هر قدم همراه عزرائیل بود

جان مبادم گر از او درهم شدم

رو به رو با مرگ کردم حرب‌ها

تا ز عین مرگ من خرم شدم

سست کردم تنگ هستی را تمام

تا که بر زین بقا محکم شدم

بانگ نای لم یزل بشنو ز من

گر چو پشت چنگ اندر خم شدم

رو نمود الله اعلم مر مرا

کشته الله و پس اعلم شدم

عید اکبر شمس تبریزی بود

عید را قربانی اعظم شدم

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها