0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  3:06 PM

ما عاشق و بی‌دل و فقیریم

هم کودک و هم جوان و پیریم

چون کبریتیم و هیزم خشک

ما آتش عشق زو پذیریم

از آتش عشق برفروزیم

اما چون برق زو نمیریم

ما خون جگر خوریم چون شیر

چون یوز نه عاشق پنیریم

گویند شما چه دست گیرید

کو دست تو را که دست گیریم

بر خویش پرست همچو خاریم

بر دوست پرست چون حریریم

عاشق که چو شمع می بسوزد

او را چو فتیله ناگزیریم

از ما مگریز زانک با تو

آمیخته همچو شهد و شیریم

تو میر شکار بی‌نظیری

ما نیز شکار بی‌نظیریم

در حسن تو را تنور گرم است

ما را بربند ما خمیریم

ما را به قدوم خویش درباف

زیر قدم تو چون حصیریم

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها