0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  3:05 PM

مرا خواندی ز در تو خستی از بام

زهی بازی زهی بازی زهی دام

از آن بازی که من می دانم و تو

چه بازی‌ها تو پختستی و من خام

تویی کز مکر و از افسوس و وعده

چو خواهی سنگ و آهن را کنی رام

مها با این همه خوشی تو چونی

ز زحمت‌های ما وز جور ایام

چه می پرسم تو خود چون خوش نباشی

که در مجلس تو داری جام بر جام

مرا در راه دی دشنام دادی

چنین مستم ز شیرینی دشنام

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها