0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  3:05 PM

شراب شیره انگور خواهم

حریف سرخوش مخمور خواهم

مرا بویی رسید از بوی حلاج

ز ساقی باده منصور خواهم

ز مطرب ناله سرنای خواهم

ز زهره زاری طنبور خواهم

چو یارم در خرابات خراب است

چرا من خانه معمور خواهم

بیا نزدیکم ای ساقی که امروز

من از خود خویشتن را دور خواهم

اگر گویم مرا معذور می دار

مرا گوید تو را معذور خواهم

مرا در چشم خود ره ده که خود را

ز چشم دیگران مستور خواهم

یکی دم دست را از روی برگیر

که در دنیا بهشت و حور خواهم

اگر چشم و دلم غیر تو بیند

در آن دم چشم‌ها را کور خواهم

ببستم چشم خود از نور خورشید

که من آن چهره پرنور خواهم

چو رنجوران دل را تو طبیبی

سزد گر خویش را رنجور خواهم

چو تو مر مردگان را می دهی جان

سزد گر خویش را در گور خواهم

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها