0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  3:03 PM

اگر تو نیستی در عاشقی خام

بیا مگریز از یاران بدنام

تو آن مرغی که میل دانه داری

نباشد در جهان یک دانه بی‌دام

مکن ناموس و با قلاش بنشین

که پیش عاشقان چه خاص و چه عام

اگر ناموس راه تو بگیرد

بکش او را و خونش را بیاشام

که این سودا هزاران ناز دارد

مکن ناز و بکش ناز و بیارام

حریفا اندر آتش صبر می کن

که آتش آب می گردد به ایام

نشان ده راه خمخانه که مستم

که دادم من جهانی را به یک جام

برادر کوی قلاشان کدام است

اگر در بسته باشد رفتم از بام

به پیش پیر میخانه بمیرم

زهی مرگ و زهی برگ و سرانجام

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها