0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  3:03 PM

خداوندا مده آن یار را غم

مبادا قامت آن سرو را خم

تو می دانی که جان باغ ما اوست

مبادا سرو جان از باغ ما کم

همیشه تازه و سرسبز دارش

بر او افشان کرامت‌ها دمادم

معظم دارش اندر دین و دنیا

به حق حرمت اسمای اعظم

وجودش در بنی آدم غریب است

بدو صد فخر دارد جان آدم

مخلد دار او را همچو جنت

که او جنات جنات است مبهم

ز رنج اندرون و رنج بیرون

معافش دار یا رب و مسلم

جهان شاد است وز او صد شکر دارد

که عیسی شکرها دارد ز مریم

دعاهایی که آن در لب نیاید

که بر اجزای روح است آن مقسم

مجاب و مستجابش کن پی او

که تو داناتری والله اعلم

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها